مجموعة مؤلفين
127
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
بعد من قدرى خوابيدم ، بيدار شده چاى خورده ، وضو گرفتم ، قليان آفتابه را كشيدم به حرم مشرف گرديدم ، حاجى ميرزا لطف الله رفت ، كسى كه ماند ما و چند نفر الاغ سوار ديگر و حاجى سيد جواد هم مىماند تا شب جمعه ، بعد از زيارت و ياد همگى منزل آمدم ، قدرى ليمو و كباب گنجشك خوردم و تجديد وضو نمودم به جهت نماز مغرب ، حرم مشرف شدم ، زيارت نمودم نماز كردم و ياد همگى نمودم ، از آنجا به سردابه رفتم . بعد ، منزل آمدم ، شام چلو و شش انداز داشتيم صرف شد و روزنامه نوشتم و پول صاحب خانه را دادم و خوابيدم كه صبح زود برويم ، جاى همگى خالى است . دلم به جهت وطن خيلى تنگ است كه مى خواهم گريه كنم ، خجالت مى كشم . روز چهارشنبه نوزدهم [ ربيع الاول ] : [ منزل ] دوجيل ، « 1 » صبح برخاسته چاى خورده ، تا اذان گفتند حرم مشرف شديم ، نماز كرده ، زيارت نموديم به منزل آمديم بار كرده سوار شديم سر آفتاب بود ، آمديم خاننجار كه بايد منزل نمائيم ، منزل نكرديم كنار شط آمديم رد شده منزل نكرديم ، يك سر ، دوجيل آمديم كه فردا بايد بيائيم ، حضرات را كه ديروز آمده بودند ، [ 106 ] در دوجيل گرفتيم ، همگى در تعجب شدند چون از سامره الى خان نجار شش فرسنگ است و از خان الى كنار شط يك فرسنگ است و از آنجا الى دوجيل سه فرسنگ است . ناهار ، نان و ماست و پلو و تخم مرغ پخته داشتيم ، شام اشكنه درست كرديم چون يك ساعت از شب گذشته رسيديم در كاروانسرا صرف شد و شام خورده خوابيديم ولى زخم پهلوى من نمى گذارد خوابم ببرد ، چند شب است ، به قول عوام ، حسنك بس كه خوب بود آبله اش هم بيرون آمد ، بارى ساعت پنج خوابيديم . [ سرماى كاظمين ] روز پنج شنبه بيستم [ ربيع الاول ] : [ منزل ] كاظمين ، ده فرسنگ است صبح سوار شده يك ساعت به غروب مانده منزل رسيديم ، هوا خيلى سرد است ، به شدتى كه اهل كجاوه به صدا بيرون آمدند ، بارى در اين ايام قليان ما آفتابه قليان بود و ناهارمان نان ورنيامده و تخم مرغ و پلو بود ، از دوجيل الى خان شور پنج فرسنگ است و از خان الى كاظمين پنج فرسنگ است ولى راه كنار شط
--> ( 1 ) - اصل : دو جير